خرید بک لینک
یه شعری ترجمه کردم همینطور یهویی24

تهران و تهرانیالا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
[عکس: 390479_mNnWpaFR.jpg]
الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی

چه محنتها كشيد از دست اين تهران و تهراني


چه طرفي بست از اين جمعيت ايران جز پريشاني


چه داند رهبري سر گشته صحراي ناداني


چرا مردي كند دعوي كسي كو كمتر است از زن


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من


تو اي بيمار ناداني چه هذيان و هدر گفتي


به رشتي كله ماهي خور به طوسي كله خر گفتي


قمي را بد شمردي اصفهاني را بدتر گفتي


جوانمردان آذربايجان را ترک خر گفتي


تو را آتش زدند و تو خود بر آن آتش زدي دامن


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من


تو اهل پايتختي بايد اهل معرفت باشي


به فكر آبرو و افتخار مملكت باشي


چرا پی مستی و سرمستی باشي


به نقص من چه خندي تو خود سراپا مَنقَصَت باشي


مرا اين بس كه ميدانم تميز دوست از دشمن


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من


گمان كردم كه با من همدل و همدين و همدردي


به مردي با تو پيوستم ندانستم كه نامردي


چه گويم بر سرم با ناجوانمردي چه آوردي


اگر ميخواستي عيب زبان هم رفع ميكردي


ولي ما را ندانستي به خود هم كيش و هم ميهن


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من


به شهريور مَه پارين كه طيارات با تعجيل (موقع جنگ)


فرو ميريخت چون طير ابابيلم به سر سجيل (موقع جنگ)


چه گويم اي همه ساز تو بي قانون و هردمبيل


تو را يك شب نشد ساز و نوا در راديو تعطيل (همیشه شادی کردی تو خونه)


ترا تنبور و تنبك بر فلك ميشد مرا شيون (من اوارگی می کشیدم و تو قلیان و سیکار میکشیدی)


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من


بدستم تا سلاحي بود راه دشمنان بستم (تا توان وسلاحی داشتم نگزاشتم دشمن وارد کشور شود)


عدو را تا كه ننشاندم به جاي از پاي ننشستم (دشمن را تا نابود نکرده بودم ارام نگرفتم)


به كام دشمنان آخر گرفتي تيغ از دستم (به میل دشمن سلاحم را ازم گرفتی و نگزاشتی بجنگ)


چنان پيوند بگسستي كه پيوستن نيارستم (جوری باهام قطع رابطه کردی که دیگر نتوانستم دوباره با تو رابطه برقرارکنم)


كنون تنها علي مانده است و حوضش چشم ما روشن (علی یه نفر از دوستای شهریار که شهید شد)


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من


چو استاد دغل سنگ محك بر سكه ما زد (پارتی بازی منظورشه)


ترا تنها پذيرفت و مرا از امتحان وا زد


سپس در چشم تو تهران به جاي مملكت جا زد (تهران را کشور میبینی)


چو تهران نيز تنها ديد با جمعي به تنها زد (وقتی هم که تهران اشوب و غوغا شد تهرانو هم ول کردین)


تو اين درس خيانت را روان بودي و من كودن (تو خیانت کردن را خوب بلدی اما من چیزی از خیانت کردن نمیدانم)(وفاداری)


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من


چو خواهد دشمني بنياد قومي را براندازد 1


نخست آن جمع را از هم پريشان و جدا سازد 2


چو تنها كرد هريك را به تنهايي بدو تازد 3


چنان اندازدش از پا كه ديگر سر نيفرازد
4..1و2و3و4 (وقتی دشمن بخاهد قومی یا کشوری را نابود کند اول وحدت انها را میگیرد و باهم دشمن میکند بعد از ان جوری با حمله نابود میکند که نامش از بین برود)


تو بودي آنكه دشمن را ندانستي فريب و فن


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من


چرا با دوستدارانت عناد و كين و لج باشد


چرا بيچاره آذربايجان عضو فلج باشد (چرا ترکا همیشه محرومن از کارخانه ها و..)


مگر پنداشتي ايران ز تهران تا كرج باشد 0فکر میکنی ایران فقط تهران و کرجه؟)


هنوز از ماست ايران را اگر روزي فرج باشد (اگر ایران بخاهد پیشرفت کند ما انرا به پیشرفت هدایت میکنیم)


تو گل را خار ميبيني و گلشن را همه گلخن (تو خوبی را از بدی نمیتوانی تشخیص دهی)


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من


تو را تا ترك آذربايجان بود و خراسان بود 1


كجا بارت بدين سنگيني و كارت بدينسان بود 2


چه شد كرد و لر و ياغي كزو هر مشكل آسان بود 3


كجا شد ايل قشقايي كزو دشمن هراسان بود 4

1و2و3و4(تا زمانی که ترک و خراسای و کرد و لر و.. هستند شما تهرانیا میخورین و میخابین و پیشرفت میکنین ینی بدون اونا هیچین!...قوم قشقایی که دشمنا ازش میترسیدن کو؟ینی خیانت کارین!)

كنون اي پهلوان پنبه چوني نه تير ماند و ني جوشن ( ینی خودتونو بزرگ نشون میدین و هیچی نیستین!پهلوان پنبه 345345...انقدر خوشگزراندی که بفکر جنگ نبودی و سلاح و.. نداری)


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من


كنون گندم نه از سمنان فراز آيد نه از زنجان


نه ماهي و برنج از رشت و ني چايي ز لاهيجان


از اين قحط و غلا مشكل تواني وارهاندن جان


مگر در قصه ها خواني حديث زيره و كرمان


دگر انبانه از گندم تهي شد ديزي از بنشن


الا تهرانيا انصاف ميكن خر تويي يا من /font]




بیتای سختو خودم ترجمه میکنم 21
چند دیقه دگ میام
فلن بای

برچسب: نویسنده: مهندس کرمی تاريخ: چهارشنبه 16 دی 1394 ساعت: 20:32

صفحه بندی