خرید بک لینک
رفته بودیم که دور از انظار دیگرانــــ ، ساعتی با سرگردانیـــــ یک عشق بی پناه ، زیر روشنایی مات ماهـــ ، گردش کنیم ...

آســـــمان کاملا صاف بود . ناگهان ، پاره ابری سیاه ، صورت نازنین ماه رو ، در سیاهی خود ناپدید کرد ....

گفتم : آسمانـــ به این صافی ، معلوم نیست این قطعه ابر سیاه ، از گریبان ما چه می خواهد ؟.....

اشاره به ابر کرد ، ؟آهی کشید و گفت : آنـــ؟

آن ابر نیست ! عصاره است . عصاره ی ناله های پنهانی عشاق واقعی است .....روی ماه را پوشانده استــ

تا ماه شاهد عشق دروغ من و تو نباش
د

chOM345

برچسب: نویسنده: مهندس کرمی تاريخ: پنجشنبه 16 ارديبهشت 1395 ساعت: 0:17

صفحه بندی