خرید بک لینک
یک روز دفتری خواهم گرفت و در آن خواهم نوشت:تنها دشمن زندگیم خودم بودم!
چون بیشترین دروغ را خودم به خودم گفتم،خودم بودم که چشمانم را در برابر بدی ها بستم و قط خوبی ها را دیدم!
خودم بودم که همیشه خودم را گول می زدم و می گفتم شاید این دفعه حواسش نبوده!
خواهم نوشت:تقصیر خودم بود که بیشتر از ظرفیت آدم ها ازشان توقع داشتم...
تقصیر خودم بود که بیش از حد به فکرشان بودم...
مقصر خودم بودم که با آدم ها بیشتر از جنبه شان رفاقت کردم،شوخی کردم..
تقصیر خودم بود که به آنها بیش از جنبه شان خوبی کردم،محبت کردم،لطف کردم...
مقصر خودم بودم که بیشتر از جنبه شان خوبی خواستم،کمک خواستم،انتظار داشتم...
تقصیر خودم بود که بیش از حد اعتماد می کردم و گمان می کردم همـــــــــــــــــــه راست می گویند...
تقصیر خودم بود که حالا حرمتم شکسته شده خوبی ام تبدیل به وظیفه شده و توقع ام تبدیل به منت شده!
می بینی گاهی باید بد بود برای کسی که فرق بد و خوبت را نمی فهمد!
دیگر یاد گرفته ام گاهی نباید ناز کشید،انتظار کشید،آه کشید،درد کشید،فریاد کشید،تنها باید دســـــــــــت کشــــــــــــــید و رفـــــــــــــت!
تقصیر من است،آدم ها همین اند،نفس می دهی،لهت می کنند!

برچسب: نویسنده: مهندس کرمی تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 19:52

صفحه بندی