دوباره منو سفت بستن به تخت
گمونم دوباره حالم بد شده
گمونم دوباره تو فکرو خیال
ی خمپاره از تو سرم رد شده
دوباره یادم رفت که اینجا کجاست
دوباره اتاقم شده سنگرم
دارن بچه ها رو درو میکنن
صدای بیسم پر شده تو سرم
ی وقتایی یادم میره جنگ نیس
صدام اوج میگیره بعضی شبا
ی وقتایی خیلی حالم بد میشه
منو موج میگیره بعضی شبــــا
ی میدون مینه رو تخت من
منور زدن مارو پیدا کنن
باید از تو میدون ی راه وا کنم
باید دستامو از رو تخت وا کنن
ی وقتایی روزامو گم میکنم
ی روزایی یادم میره زنده ام
تو دنیای من جنگ میشه هنوز
تا وقتی نفس هست رزمنده ام
ی وقتایی تو خاطره ها هنوز
تو کارون دارم اب تنی میکنم
خودم که یادم نیس اما میگن
ی وقتا فقط خودزنی میکنم
ی وقتایی یادم میره جنگ نیس
صدام اوج میگیره بعضی شبا
ی وقتایی خیلی حالم بد میشه
منو موج میگیره بعضی شبــــا
ی میدون مینه رو تخت من
منور زدن مارو پیدا کنن
باید از تو میدون ی راه وا کنم
باید دستامو از رو تخت وا کنن
برچسب:
نویسنده: مهندس کرمی
تاريخ: پنجشنبه
26 فروردين
1395 ساعت: 13:23