صدای نفسامو میشنوم
که دارن خلوتمو میشکنن
چند روزه تو ذهنم هیچی نیست
غرق تو این آرامش هیستریک
چند روزه تنهام تو خونمون
با دیواراش یا سقف روی اون
ولی هرچی زدم با قلم به سرم
میرسیدم به یه فکرا به درک مثلا
به درک که درک نمیشه حرفام اصلا
با اینکه خیلی ساده گفتم از قبل
و به درک که مشکلاتم حل نمیشم
نه بسلامت اگه هرکی نمونده پیشم
به درک همه ی دنیا مال تو
اصلا نوش جونت هر چی خوردی مال مفت
من درس گرفتم از هر چی اومد به سرم
دیگه وانمیستم بهم ضربه بزنن
نیومدم واسه شکایتی پیشت
با اینکه بهترین کارام حمایت نمیشه
آخه نور چشمی نبودیم که شاخ شیم بیخودی
تو هم واسه ی ما کاری نمیتونی کنی
به درک که هنر دست کاسبای بی هنره
اگه گرگ نباشی میکشن و میخورنت
توی این بازار با مافیای پررنگش
همونــــــــــــــــــــا که میخواستن ما نباشیم عمرا
به درک که واسه ی ما وقتش نرسید
به درک که رویایی به حقش نرسید
به درک که سالها با عشق خوندم واست
و از اون همه عشق هیچی نمونده واسم
اصلا مهم نیست که منو پشت سر میذاری
حتی مهم نیست که دیگه دوستم نداری
حالا که کار به اینجا رسیده
دیگه مهم نــــــی که حرفامو باور نداری
هــی نگو حرص چیو میخوری
این عمره منه که داره میره بیخودی
ما همه ی داستانو سائیدیم دهن لق
حالا که واسه ی ماها راهی نی به درک
به درک که اخما ازم باز نمیشن
به درک که پولام پس انداز نمیشن
به درک که فردا مال ما نمشه
به درک که درای بسته وا نمیشه
من هیش کیو ندارم
من هیش کیم نمیخوام
من هیچی نداشتمو دیگه هیچی هم نمیخوام
نه دیگه از کسی انتظاری دارم
نه دیگه میخوام باشن صدایی با من
نه دیگه مونده واسم به آینده میلی
نه دیگه فکر میکنم به آرزو هام خیلی
من همونم که از مجنون توبه کردم
حالا آزاده که واسه خودش صفا کنه لیلی
برچسب:
نویسنده: مهندس کرمی
تاريخ: پنجشنبه
26 فروردين
1395 ساعت: 0:03