آنقدر خسته ام ..
که خودم را روی پله های ورودی آن خانه...
همان خانه ی سر کوچه ..
موقع خستگی در کردن جا گذاشته ام ...
فقط یادم است !!
زمستان بود...
برف سنگینی آمد...
رفتی
رد پایت روزی برف های این کوچه مانده است ...
پاییز است ..
ومن!
نشسته ام ... تادوباره برف بیاید
شاید..
ردپای تو!
هنوز بر روی زمین مانده باشد...
پاییز دارد تمام میشود ..
نیامدی!
حالم خوب نی..
+ پس از مدت ها ...
500x498_1458844321911682.JPG (اندازه 27.01 KB / تعداد دانلود: 1)
برچسب:
نویسنده: مهندس کرمی
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1395 ساعت: 23:38