خرید بک لینک
[عکس: fun318_www_jahaniha_com_1_.jpg]کودکی با پای برهنه روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد.



زنی در حال عبور بود که کودک را دید.



کودک را به داخل فروشگاه برد و برایش کفش و لباس خرید و گفت: "مواظب خودت باش."



کودک رو به زن کرد و گفت: "ببخشید خانوم شما خدا هستید؟"



زن گفت: "نه من یکی از بندگان خدا هستم."



کودک گفت : "میدانستم با او نسبتی دارید."

برچسب: نویسنده: مهندس کرمی تاريخ: چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت: 20:47

صفحه بندی